تاریخ : ۱۳۹۶/۰۹/۰۱      سرویس : تولید تحریریه مرکزی

    


سبک زندگی و فناوری

کد خبر : 25358 تعداد بازدید : 8443 تاریخ خبر : ۱۳۹۲/۱۰/۰۳   ساعت خبر : ۱۴:۱۸

بهترین شیوه آگاهانه در خصوص فن آوری های نوین رسانه ایی در چگونگی استفاده از آنهاست.خبرگزاری فارس در مقاله ایی به این موضوع  اشاره و آن را بررسی می کند.


دگرگونی فناورانه در سبك زندگی، بسیاری از اوقات، ناخودآگاه است و دانستن این ارتباط، ما را هوشیار می‌سازد كه پیش‌تر از پدید آمدن پیامدهای كاربرد انواع ابزارها و سیستم‌های فناورانه‌ نوین، آن‌ها را حدس بزنیم و نشانه‌شناسی كنیم و برای مسائلی اجتماعی و فكری كه به دنبال خواهند داشت، چاره‌جویی نماییم.
فناوری را نباید تنها در ماشین‌ها و ابزارها و اختراع‌های مادی جدید دید. گاهی جا انداختن یك نوع مدیریت و كنترل اجتماعی، نوعی فناوری است. از قضا، چیزی كه بر زندگی ما بیشتر تأثیر دارد، فناوری اجتماعی است كه زندگی شخصی و جمعی را همچون ابزارها و اختراعات مادی و شاید بیش از آن‌ها دگرگون می‌سازد.
وقتی ما می‌آموزیم، می‌پذیریم و مشتاق می‌شویم، به گونه‌ای دیگر زندگی كنیم، نگاه و معرفت ما به زندگی دستخوش دگرگونی می‌شود و این دگرگونی بر خلق‌وخو و ارتباط ما با دیگران و حتی ارتباط ما با خودمان و باورهایمان تأثیر می‌گذارد.
افزون بر عاملان یا كارگزاران تغییر سیستم اجتماعی، انطباق یا عدم انطباق سیستم مورد نظر با محیط كاربرد یا اعمال فناوری، عامل تفاوت اثر می‌تواند باشد. برای مثال، تقسیم اراضی در دوره‌ی پهلوی را نوعی فناوری اعمال تغییرات اجتماعی می‌توان دید كه همچون ماشینی در اختیار حكومت از برنامه‌های مشابه در كشورهای پیشرفته كپی شد تا كار گذار طبقاتی از سیستم ارباب‌ـ‌رعیتی به جامعه‌ی سرمایه‌سالار و فردیت‌محور را تسهیل كند.
دقیقاً مانند ماشین‌های اختراع‌شده كه كاری را برای ما تسهیل می‌كنند. اما اهمیت سازگاری محیطی در به كار بردن ماشین‌های اجتماعی و سیاسی، بسیار بیش از ماشین‌های معمولی است. آموزش دادن و سازگار نمودن یك آدم با كار یك فناوری نوین، ساده‌تر است تا سازگار كردن یك جامعه با به‌كارگیری یك فناوری نوین. پیامد كار، دل‌خواه نبود.
در جاهایی كه زمین‌های بسیار وسیع به دهقانان رسید، سبب شد آنان به فردگرایی افزون‌تر و جمع‌ كردن سرمایه‌ی بیشتر و خرید ماشین‌های پیشرفته‌تر و مانند این‌ها بپردازند؛ اما در جاهایی كه تراكم جمعیت كشاورزان بالا و زمین‌ها كوچك‌تر بود، وضعیتی از مجادلات و كشمكش‌های تمام‌نشدنی برقرار شد كه از وضعیت ارباب‌ـ‌رعیتی پیش از آن بسیار بدتر بود.
همكاری تنگاتنگ كشاورزان، نیاز به روحیه‌ی رواداری بالایی داشت و كشاورزانِ عادت‌كرده به منطق استبدادی اربابی، جز سلطه‌گری و سلطه‌پذیری، نوع دیگری از رابطه‌ی اجتماعی را نیاموخته بودند و بدین ترتیب، نابودی كشاورزی، رهاورد كار بود. اما مهم‌تر از آن، افزایش كینه‌توزی و بخل و حسد در اخلاقِ كاریِ افراد بود؛ چرا كه منابع، كم، تقاضا، زیاد و امید به سامان‌ یافتنِ نظامِ ازهم‌پاشیده‌ی كار، ناچیز بود.
آنچه برای بحث ما مهم است این است كه فناوری، چه در شكل مادی و چه در شكل برنامه‌ی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حقوقی و تركیب این‌ها، در نتیجه‌ی چگونگی محیط كاربرد خود، اثرات متفاوتی خواهد داشت و محیط را نیز به سهم خود دگرگون خواهد نمود. یك وجه این تغییر محیطی، تغییر در رفتار و نگاه آدم‌هاست. بنابراین همراه است با تغییر سبك زندگی.
به همین شكل می‌توان نگاهی به ورود فناوری‌های نوین در ایران امروز داشت. پس از ارتباط‌های چهره به چهره به مثابه‌ی نسل اول و تلفن، تلگراف و پست به مثابه‌ی نسل دوم، اینترنت و تلفن همراه، به نسل سوم ارتباطات مشهور شده‌اند. علاوه بر این دگرگونی‌ها در ابزار ارتباط، در هر كدام از این نسل‌ها، شبكه‌های اجتماعی و كنترل‌های امنیتی و دولتی و مقاومت‌ها و مخالفت‌های سازمان‌یافته‌ی متفاوتی شكل گرفتند كه برخی از آن‌ها را می‌توان فراورده‌ی اجتماعی آن نسل از ابزارهای فناورانه دانست.
اما از سویی، نظامی از كاربرد موارد گفته‌شده را می‌توان تكنولوژی سیاسی یا اجتماعی برای تغییر در كنترل مردم دانست. ما در اینجا نه به چیستی آن فناوری‌ها و نه به تأثیر آن‌ها بر كنترل افراد می‌پردازیم، بلكه به تغییرات خلق‌وخو و شیوه‌ی زندگی مردم تحت تأثیر این دگرگونی‌ها نظر داریم. هر كدام از این دگرگونی‌های فناورانه، نگاه مردم به جامعه، دولت، افراد دیگر و خودشان را دگرگون ساخته‌اند و این دگرگونی در چگونه زیستن آنان اثرگذار بوده است. در واقع باید پرتو تحلیل خود را بر جنبه‌هایی درك‌شده و تجربه‌شده از زندگی مردم با این فناوری‌ها بیندازیم.
نگاه تحلیلی ما به آنجا باید متمركز شود كه شنود مكالمات در نسل دوم، جایِ فرستادنِ جاسوس و خبرچین دولت در اجتماعات چهره به چهره را می‌گیرد و اخلاق ریاكاری و بی‌اعتمادی مردم به یكدیگر برای گول زدن عوامل نفوذی، به اخلاق مراقبت از خود و خودسانسوری تبدیل می‌شود و همین خلق‌وخو به دیگر ابعاد زندگی هم توسعه می‌یابد.
وقتی به شبكه‌های مجازی ارتباط افراد در نسل سوم ارتباطات می‌رسیم، ویژگی دوگانه‌ای در اخلاق ارتباطی پدید می‌آید. نام‌های مجازی برای پوشاندن هویت افراد از یك سو به مخفی كردن هویت آنان كمك می‌كند، اما دوباره ارتباط‌هایی چهره به چهره، اما این بار به صورت مجازی شكل می‌گیرد و همان روابطی كه در نسل اول بود هم امكان ظهور می‌یابد.
به دلیل انبوه ‌شدن امكان ارتباط و تماس با چند نفر در مكان‌های مختلف در یك نشست یا گفت‌وگوی مجازی، احساس نیاز به سرعت و كمبود وقت و گزینش مخاطبانِ هم‌زبان‌تر و حذف دوستانِ وقت‌گیر، اهمیت بیشتری می‌یابد و چنین نگاهی از فضای مجازی به فضای واقعی و زندگی روزمره‌ی مردم هم انتقال می‌یابد.
دامنه‌ی گسترش فناوری اجتماعی به اختراع‌های ارتباطی محدود نمی‌شود. میشل فوكو، اندیشمند فرانسوی نیمه‏ی دوم سده‌ی بیستم، به تكنولوژی‌های انضباط اجتماعی اشاره می‌كند. (فوكو، 1387؛ اسمارت، 1387 و گوتینگ، 1390) آنجا كه شما در معرض نگاه همیشگی دوربین‌های پلیس، ارزیابی گزارش‌كارهای دوره‌ای توسط رئیس، مدیر یا استادتان، ارائه‌ی آزمایش‌های پزشكی، روانی و گواهی عدم‌سوءپیشینه برای مسئولان اجتماعی مرتبط با خود هستید، رفتار شما بسیار متفاوت خواهد بود با آن زمان كه این موارد نبودند.
به طور معمول، شما به خودتنظیمی، خودسانسوری و منضبط ‌ساختن خود، به صورتی وسواس‌گونه همت خواهید نمود. البته برای مسئولان اجتماعی مرتبط با شما، نظارت بر شخص شما مهم نیست؛ بلكه انجام دادن وظیفه‌شان مهم است و چنین زندان‌گونه‌ شدن و پادگان‌گونه ‌شدن و آسایشگاه‌گونه شدن جامعه، شما را به فردی تبدیل خواهد كرد كه به بهداشت جسمی و روانی خود حساسیت وسواس‌گونه دارد و این حساسیت به تمام زندگی شما گسترش خواهد یافت. تغییر شیوه‌ها‌ی كنترل در چهارچوب یك فناوری كنترل اجتماعی، تغییر رفتار كنشگران را در پی دارد.

سبك زندگی
آنتونی گیدنز، سبك زندگی را اصول هدایت‌كننده‌ی صورت‌های مختلف عملكرد افراد در زندگی روزمره می‌داند؛ مانند چگونگیِ پوشش، خوراك، طرز كار، ارتباط، ملاقات‌ها، كنش‌های سیاسی و علاقه‌ نشان‎ دادن‌ها. برخی اندیشمندان، سبك زندگی را به بخش‌های فعالیت كاری، سیاسی، ارتباطی، فرهنگی و زندگی روزمره تقسیم كرده‌اند و آن منطق و مجموعه قواعدی كه پشت انتخاب‌های انسان در تمام این بخش‌ها وجود دارد و آن‌ها را از نظر نمادین برای فرد معنادار جلوه می‌دهد، سبك زندگی نامیده‌اند.
با این تعریف، چگونه‌ زیستنِ فرد یا گروه افراد در میدان‌های مختلف، بی‌ارتباط به هم نیست و می‌توان هماهنگی معناداری حتی بین انتخاب‌های متعارض فرد در عرصه‌های متفاوت یافت. برای نمونه، فرد معروفی كه زندگی شهرت‌طلبانه را برگزیده است، ممكن است همواره در انظار عمومی ظاهر شود و نیز ممكن است در منزل یا دفتر بماند تا منشی برای دیدار مشتاقان ملاقات با وی، وقت تنظیم كند.
در هر دو حال، فرد به سبك شهرت‌طلبانه زندگی می‌كند؛ اما در اولی معنای نام‌آشنا بودن با در دسترس بودن پیوند دارد و در دومی، با خارج از دسترس بودن. اینجاست كه ابزار، فرآیند و منطق معناسازی متفاوت، نتایج متفاوت به بار می‌آورد. هر سه‌ این موارد، تحت تأثیر دگرگونی‌های فناورانه هستند.

فناوری (تكنولوژی) و سبك زندگی
در بخش نخست این نوشتار گفته شد كه فناوری را تنها در ابزارها نباید دید. اختراع سامانه‌ها (نظام‌ها یا سیستم‌ها) را هم می‌توان پدیده‌ای فناورانه (تكنولوژیك) دید. برای نمونه، فروشگاه‌های زنجیره‌ای، سامانه‌ای از رساندن كالا به دست مشتری هستند كه افزایش آن‌ها در مقابل فروشگاه‌ها و مغازه‌های معمولی (سنتی)، اثر قابل توجهی بر سبك زندگی مردم دارد.
پیدایش شبكه‌های ماهواره‌ای و امكان انتخاب مردم بین ده‌ها، صدها و یا هزاران شبكه (بسته به علاقه‌مندی، امكانات و چندزبانی بودن بیننده) تأثیر شگفت‌آوری در رفتار رسانه‌ای و حتی اجتماعی، اندیشیدن، ارتباط و سرانجام، سبك زندگی آنان گذاشته است.شاپور اعتماد، در آغاز كتاب «فلسفه‌ تكنولوژی»، (هایدگر و دیگران، 1387) می‌نویسد: تكنولوژی ابزار نیست، تكنولوژی دید است. تكنولوژی اگر هم ابزار در نظر گرفته شود، تجربه‌ی زندگی آدمی را تغییر می‌دهد.
پیشرفت‌های دانش فیزیك در اواخر قرون میانی و عصر روشنگری، اثر مشخصی بر زندگی مردم نداشت؛ اما اختراع‌های مكانیكی، الكتریكی و شاخه‌های دیگر این علم و به دنبال آن، انقلاب صنعتی، زیستن و چگونه زیستن مردم را دچار دگرگونی بنیادی نمود.
پیشرفت‌های امروزی در علوم ژنتیك و نانو، تنها زمانی كه در صورت‌های فناوری‌ زیستی و نانوتكنولوژی، ابزارهایی در دسترس همگان تولید كند، سبك زندگی مردم را متفاوت خواهد نمود. نه همیشه، اما به طور معمول، علم از رهگذر فناوری بر زندگی ما اثر می‌گذارد و نگاه ما به جهان و ارتباط ما با طبیعت، دیگر انسان‌ها و خودمان را دستخوش تغییر می‌سازد.
فناوری در كاربرد، تا حدی، فرهنگ جغرافیا و تاریخ تولد خود را با خود حمل می‌كند و باز تا حدی، در نقاط مختلف، صورت‌های فرهنگی آن نقاط را به خود می‌گیرد. اگر تقویت‌كننده‌های صدا، جایی برای تبلیغات سیاسی و جای دیگر برای پخش موسیقی رقص دسته‌جمعی به كار می‌‌روند، جایی هم هست كه نوای مداحان را برای عزاداران محرم بلند می‌كنند؛ اما در همه جا، افزایش تعداد تقویت‌كننده‌ها و صداهایی كه از همه‌جا به گوش می‌رسد، آرامش شنیداری افراد جامعه را می‌كاهد و كاربرد گسترده‌ی این فناوری، ارزشِ گریزهای آخر هفته‌ی مردمان شهرها به دامان طبیعت را ضروری‌تر می‌كند.
فناوری‌های اجتماعی اثراتی پردامنه‌تر داشته‌اند. دیوان‌سالاری (بروكراسی) یك فراورده‌ی اجتماعی بوده است كه به طریقه‌ی فناورانه از علوم روزگار خود، تولید شد و هر جا كه پدید آمد، سبك زندگی مردم را دستخوش تغییر ساخت. ماكس وبر می‌گوید چه در دستگاه‌های حكومتی سنتی و چه مدرن، بروكراسی به كاستن روحیه‌ی قهرمانی و خودانگیختگی و نوآوری منجر شده است.
در نظام‌های سنتی، خویشاوندسالاری و چاپلوسی قدرتمندان، جایگاه افراد دیوانی را مستحكم می‌ساخت و در نظام‌های قانونی، شایستگی تخصصی؛ اما در هر دو، پذیرش كلیشه‌های رفتاری و احساس جبر بر مردم تحمیل شد.

كاربرد بررسی تغییر فناورانه‌ی سبك زندگی
دانستن اینكه فناوری، سبك زندگی را دگرگون می‌سازد، چه سودی دارد؟ آیا با دانستن این امر می‌توان سبك زندگی را از دستبرد فناوری دور نمود؟ آیا این كار خردمندانه است؟ آیا مسئله‌ی فناوری و تأثیر آن بر سبك زندگی برای ما و دیگر مردم دنیا یكسان است؟
جورج ریتزر، در نظریه‌ی مك دونالدی شدن، توضیح می‌دهد كه چگونه فروشگاه‌های زنجیره‌ای مك دونالد، شیوه‌ی غذا خوردن مردم را تغییر دادند و به تعطیل شدن رستوران‌های خانوادگی و محله‌ای نیویورك انجامیدند. چگونه كارت‌های اعتباری، نگاه مردم به ثروتمند بودن و ارزش سرمایه‌داری را تغییر داد و چگونه رفتار آدم‌ها در گذر از پول كاغذی به كارت اعتباری، جهتی جدید یافت. سرانجام، چگونه می‌توان این نوع زندگی كردن با ابزارهای فناورانه‌ی نوین را با فضای اجتماعی جدید، همسان دانست و توضیح داد.
آنتونی گیدنز (1985) نیز در توضیح چگونگی ساختاربندی جوامع و اینكه در ایجاد معنایی نوین از زندگی كه همرسی عاملیت و ساختار است، یعنی جایی كه فهم فرد از زندگی وی و كاركرد ساختارهای جامعه هماهنگ می‌شود، به اهمیتِ پدید آمدن، جذب و هضم فناوری اشاره می‌كند.
فناوری حامل پیام‌هایی است كه معنای مورد نظر افراد از كنش‌هایشان و كاركرد ساختارهای جامعه را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و مهم‌ترین تغییر، آنجا ایجاد می‌شود كه با نگاه به تكنولوژی نو و كاربرد آن، فرد به چیستی خود می‌اندیشد؛ یعنی فراگرد خویشتن‌اندیشی و ارتباط آدمی با خود، بازتعریف می‌شود و بازاندیشی و بازسازی معنا، به نقطه‌ی عطف خود می‌رسد.
بنابراین می‌توان دید كه دگرگونی فناورانه در سبك زندگی، بسیاری از اوقات، ناخودآگاه است و دانستن این ارتباط، ما را هشیار می‌سازد كه پیش‌تر از پدید آمدن پیامدهای كاربرد انواع ابزارها و سیستم‌های فناورانه‌ی نوین، آن‌ها را حدس بزنیم و نشانه‌شناسی كنیم و برای مسائلی اجتماعی و فكری كه به دنبال خواهند داشت، چاره‌جویی نماییم.
ورود تلفن همراه به كشور ما، نخست به صورت كالایی اشرافی و حتی مختص به مسئولان دولتی بود، اما به محض امكان خرید همگانی، رشدی چشمگیر و ناگهانی در تقاضا نسبت به دیگر كشورها داشت. این رشد و پیامدهای اجتماعی آن، پیش‌بینی نشده بود.
پدیده‌ ارتباط سیال و در دسترس بودنِ همیشگی، می‌توانست باعث سرعت‌ بخشیدن به بسیاری از امور دولتی شود. چنین برنامه‌ای در كار نبود. همه‌گیر شدن این فناوری، راهی برای انواع آزار و اذیت شهروندان می‌توانست باز كند. آن هم پیش‌بینی و چاره‌گزینی نشده بود.
برای به درازا نكشیدن سخن، از آن زمان می‌گذریم. امروز ارتباط تصویری با تلفن همراه در اغلب كشورهایی كه به اندازه‌ی ایران هزینه‌ی توسعه‌ی این تكنولوژی را پرداخته‌اند، متداول است. به هر روی، ممنوعیت استفاده از این تكنولوژی، دیری نخواهد پایید؛ اما آنچه پیش چشم ما اتفاق می‌افتد، سخن درازمدت در نیكی و بدی آن است و آنچه به آن نمی‌اندیشیم، آموزش افراد برای استفاده از آن در راهی كارآمد و آگاهی از زیان‌های احتمالی آن.
به همین ترتیب است فیلتر نمودن شبكه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوك، ممنوعیت استفاده از ماهواره و مانند این‌ها. مسئله این است كه چنین فناوری‌هایی، مصرف‌كنندگانی با سطح بالاتر مهارت و فرهیختگی می‌طلبند و می‌یابند و ممنوعیت وضع‌شده، به ایجاد منزلت روشن‌فكرانه برای آنان خواهد انجامید؛ به ویژه اگر كه اصل كمیابی و عطش به امور ممنوع را هم در نظر بگیریم.
بدتر آنكه با رسیدن عصر تلویزیون‌های سه‌بعدی با قابلیت لمس تصویر، پخش‌های ماهواره‌ای بدون نیاز به آنتن‌های امروزی، دستگاه‌های ترجمه‌ خودكار نانو و كاهش نیاز به توانایی‌های چندزبانی و پیشرفت‌هایی از این دست در دهه‌ی آینده، فردا برای تصمیم‌گیری دیر خواهد بود.
سبك زندگی در كشورهایی كه از سرمایه‌های طبیعی بالا برخوردار هستند (مانند نفت در ایران) باعث می‌شود توان اقتصادی جذب ابزارها و اختراعات تكنولوژیك بسیار بالا باشد و در حالی كه تعدیل فرهنگی مناسب با یك فناوری هنوز ایجاد نشده، فناوری بعدی وارد شود. حال‌ آنكه در تولید فناوری‌ها نقش ما ناچیز است. لذا سازگاری با آن نیز دشوارتر خواهد بود.
به همه‌ موارد بالا، سنتی را باید افزود كه در ضد دین دانستن، ممنوع‌ كردن و سرانجام، به زورِ نیازِ روزافزون، پذیرفتنِ فناوری‌های نوین داریم. بیش از چهار دهه، علی شریعتی(1349) در رساله‌ كوچكی به نام «قرآن و كامپیوتر» به این مشكل اشاره نمود. وی نوشت كه اگر قرار است از كامپیوتر استفاده كنیم كه هست، چرا از روند معیوب تكفیر، احساس نیاز و كاربرد كوركورانه پیروی كنیم؟ سال‌ها گذشت و بیش از یك دهه پیش، مهدی محسنیان‌راد نظریه‌ی بازار پیام را در علوم ارتباطات مطرح نمود. (1384)
وی نوشت: نباید بپنداریم مردم، مخاطبان وعظ و قصه‌های ما هستند. امروز، افراد به مصرف‌كنندگان رسانه تبدیل شده‌اند و این یعنی گزینش‌گری و امكان قطع ارتباط و دور انداختن كالای ارتباطی (پیام) و... بنابراین باید با آنان سخن گفت. باید آنان را آگاه ساخت كه هشیارانه این كالاها را مصرف كنند.
باید چنان آنان را هشیار نمود كه از تداخل نامناسب فرهنگی پیشگیری شود. همچون حكمای قدیم كه زیان‌های خوردن خربزه و عسل را می‌گفتند و فرد درك می‌نمود، لازم است به مصرف‌كنندگان فناوری‌های مدرن آگاهی‌های لازم داده شود. آنان با شلیك پیام همچون گلوله، مطیع نخواهد شد؛ نه توسط خارجیان و نه توسط حكام داخلی‌.
چنین نگاهی نه ‌تنها در عرصه‌ی فناوری‌های نوین رسانه‌ای، بلكه در همه‌ی ابعاد مصرف فرآورده‌های فنی مادی و ذهنی، فردی و اجتماعی، لازم است. باید توجه داشت كه تأثیرهای فرهنگی ورود تكنولوژی، به ویژه در عرصه‌ی سبك زندگی، چیزی نیست كه با فرافكنی گریزپذیر باشد.
دگرگونی سبك زندگی در نوع پوشش، استفاده از رسانه، گذران اوقات فراغت، شركت در مهمانی‌ها و ملاقات‌های دوستانه، ارتباط دو جنس و بسیاری از موارد دیگر، این سال‌ها نقطه‌ی تمركز سیاست‌های فرهنگی دولت‌ها و نهادهای سیاست‌گذاری دیگر در كشور ما بوده ‌است؛ اما شوربختانه نگاه ساده‌انگار، بخش‌نامه‌ای و به‌ دور از مطالعات مستقل اجتماعی، باعث شده است فرافكنی مسائل واقعی به گروه‌های سیاسی، روشن‌فكران، رسانه‌های خارجی، سلطه‌گران فرهنگی و ده‌ها نام دیگر، ذهن مدیران و تصمیم‌گیران را از كانون واقعی بحران دور كند. چنان كه گفته شد، كانون بحران، نه خود فناوری، كه نوع برخورد ما با فناوری بوده است.

ارجاع‌ها:
•        شریعتی، علی (1349)، قرآن و كامپیوتر، انتشار به صورت جزوه‌ی پلی‌كپی بدون نام ناشر و به نام علی سبزواری. همچنین این مقاله به عنوان یك فصل در مجموعه‌آثار شریعتی، جلد28، چاپ شده است.

•        گوتینگ، گری (1390). فوكو. ترجمه‌ی مهدی یوسفی، تهران، نشر افق.
•        فوكو، میشل (1387). مراقبت و تنبیه، تولد زندان. ترجمه‌ی نیكو سرخوش و افشین جهان‌دیده، نشر نی: تهران.
•         محسنیان‌راد، مهدی (1391)، ارتباطات انسانی، تهران، انتشارات سمت، اولین بار كتاب در سال 1356 توسط انتشارات دانشكده‌ی علوم ارتباطات اجتماعی چاپ شد.
•        محسنیان‌راد، مهدی (1384)، بازار پیام و آینده‌ی ارتباطات میان‌فرهنگی، فصلنامه‌ی علوم اجتماعی، شماره‌ی 31، ص 1 تا 37. مقاله‌ی اولیه: ارائه‌شده در كنفرانس 2001 بوداپست و چاپ‌شده در مجموعه مقالات كنفرانس.
•        محسنیان‌راد، مهدی (1387)، آسیب‌شناسی مخاطب‌پنداری در حوزه‌ی رسانه‌ها، جهانی ‌شدن و عصر پس از دهكده‌ی جهانی، فصلنامه‌ی تحقیقات فرهنگی، سال اول، شماره‌ی 3، ص 79 تا 113.
•        اسمارت، بری (1385)، میشل فوكو، ترجمه‌ی لیلا جوهرافشانی و حسن چاوشیان، تهران، نشر اختران.
•        هایدگر، مارتین و دیگران (1387)، فلسفه‌ی تكنولوژی، انتخاب مقاله‌ها، ترجمه و مقدمه‌ از شاپور اعتماد، تهران، نشر مركز.

•        Giddens, Anthony (1985), The Constitution of Society, Outline of the Theory of Structuration, Cambridge, Policy Press.

•        Ritzer, George (2002), Mcdonaldization, the reader, California, Pine Forge Press.

صادق پیوسته؛ دانشجوی دكترای جامعه‌شناسی


۱۳۹۲/۱۰/۰۳
چاپ خبر     

    
© 2012 - pririb.ir - <Powered BY YIP> Contact us :epr@irib.ir