تاریخ : ۱۳۹۶/۰۸/۲۸      سرویس : تولید تحریریه مرکزی

    


صحنه، لحظه، سکانس

کد خبر : 28041 تعداد بازدید : 6573 تاریخ خبر : ۱۳۹۲/۱۱/۳۰   ساعت خبر : ۱۵:۰۶

اصولی در فیلمنامه نویسی وجود دارد که یک نویسنده باید رعایت کند.جام جم آنلاین در یادداشتی به این موضوع می پردازد.


 در یك فیلم معمولی، نویسنده 40 تا 60 حادثه داستانی، یا آن طور كه معمولا خوانده می‌شود، 40 تا 60 صحنه قرار می‌دهد. این میزان در رمان‌ها ممكن است بیشتر باشد و در نمایشنامه‌ها قطعا تعداد كمتری دارد.

هر صحنه كنشی است درون یك كشمكش در زمان و فضایی كم و بیش پیوسته كه ارزشی را وارد زندگی شخصیت می‌كند؛ ارزشی كه ممكن است تا حدی مهم و با معنا باشد. ایده‌آل این است كه هر صحنه از یك حادثه داستانی برخوردار باشد، بنابراین لازم است نویسنده بعد از نگارش صحنه از خود بپرسد در این لحظه چه ارزشی در زندگی شخصیت مطرح است و این ارزش در اوج صحنه چه باری دارد و پاسخ این پرسش را یادداشت كند. حال به ابتدای صحنه برود و همین سوالات را درباره داستان تكرار كند و پاسخ آن را بنویسد. اگر نویسنده به پاسخ‌های مشابهی دست یافته است، بنابراین اساسا حضور این صحنه در فیلمنامه ضرورتی ندارد. چون بار ارزشی زندگی شخصیت از آغاز تا پایان بدون تغییر باقی مانده است و هیچ اتفاق با معنایی روی نخواهد داد. چنین صحنه‌ای ممكن است دارای كنش باشد، اما به لحاظ ارزشی تغییری رخ نمی‌دهد، بنابراین حادثه‌ای روی نداده است. در این صورت چرا این صحنه در داستان گنجانده شده است؟ تنها پاسخ این است كه صحنه، صحنه معرفی است. به عبارت دیگر در این صحنه اطلاعاتی درباره شخصیت‌ها، دنیای پیرامون یا گذشته به بیننده داده می‌شود. اگر معرفی یگانه علت وجودی صحنه باشد، نویسنده منضبط آن را دور خواهد ریخت و آن اطلاعات را در جای دیگری از فیلم خواهد گنجاند.

صحنه‌ای كه در آن تغییری رخ ندهد، ممنوع است. این باید ایده‌آل نویسنده باشد. از این رو هر صحنه باید از ابتدا تا پایان به نحوی ساخته شود كه ارزش مطرح در زندگی شخصیت از مثبت به منفی یا برعكس سیر كند. وفادار ماندن به این اصل شاید دشوار به نظر برسد، اما غیر ممكن نیست.

نمایشنامه‌نویس باید صحنه را با رعایت وحدت مكانی و زمانی بنویسد؛ زیرا محدودیت‌های تئاتر غالبا نویسنده را مجبور به رعایت این اصل می‌كند. اما رمان نویس و فیلمنامه نویس می‌توانند صحنه را حركت دهند و آن را در فضا و زمان پراكنده كنند تا از این طریق لوكیشن‌های بعدی را معرفی كنند. حتی می‌توان این صحنه را با صحنه‌ای دیگر برش موازی زد و مثلا اوج دیگری را با آنها مقایسه كرد.

درون هر صحنه نیز كوچك‌ترین عنصر ساختاری به نام لحظه وجود دارد. هر لحظه نوعی تبادل رفتار است در قالب كنش، واكنش و رفتارهای متقابل كه صحنه ر ا پیش می‌برد. این لحظه‌ها نیز كنار هم قرار می‌گیرد تا صحنه به وجود بیاید و صحنه نیز خود به نوعی بخش بزرگ‌تری از ساختمان داستان را می‌سازد كه آن را سكانس می‌نامیم. هر صحنه حقیقی بار ارزشی زندگی شخصیت را در موقعیتی خاص تغییر می‌دهد. اما میزان این تغییر بسته به نوع حادثه ممكن است بسیار متفاوت باشد. صحنه‌ها باعث تغییرات نسبتا جزئی، اما مهم می‌شود. ولی صحنه پایانی یك سكانس تغییری شدیدتر و قطعی‌تر در بردارد.


۱۳۹۲/۱۱/۳۰
چاپ خبر     

    
© 2012 - pririb.ir - <Powered BY YIP> Contact us :epr@irib.ir