تاریخ : ۱۳۹۶/۰۹/۰۴      سرویس : تولید تحریریه مرکزی

    


قهرمان‌های قدیم در شمایل جدی

کد خبر : 53396 تعداد بازدید : 6785 تاریخ خبر : ۱۳۹۴/۰۵/۲۵   ساعت خبر : ۱۲:۳۷

چه در سینما و چه در تلویزیون همیشه نوک پیکان انتقاد به آثار نمایشی به سمت فیلمنامه است! این که مثلا فیلمنامه‌ها تکراری است یا حتی قصه‌ها به پایان رسیده است. در این‌سو اما برخی مدام فریاد می‌زدند ادبیات داستانی! چرا سراغ ادبیات داستانی یا حتی کهن الگوهای ادبی خودمان نمی‌روید!


جام جم نوشت:حسن فتحي اين كار را كرد. در سريال ميوه ممنوعه او داستان شيخ صنعان را در فضاي قصه‌اي تازه و امروزي بازسازي كرد و خيلي هم خوب جواب داد. سريال با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد. اكنون سريال «تنهايي ليلا» هم فارغ از ضعف و قوت اثر به نوعي بازسازي قصه ميرداماد و داستان عشق دختر پادشاه نسبت به اوست.

قهر سينما با ادبيات داستاني
واقعيت اين است كه نسبت بين سينما و ادبيات داستاني آن‌قدر عميق و نزديك است كه اگربخش مهمي از ضعف‌هاي سينماي ايران را به كاستي‌هاي موجود در ادبيات داستاني نسبت بدهيم، گزافه نگفته‌ايم. متاسفانه سينما و تلويزيون ما آن‌طور كه شايسته است از ظرفيت‌هاي ادبيات داستاني در خلق آثار نمايشي استفاده نكرده است. برخي معتقدند ادبيات داستاني ما از سرمايه و توان كافي براي بهره‌برداري سينمايي برخوردار نيست يا مديوم سينما به‌واسطه ماهيت و كاركردهاي خاص خود نمي‌تواند در بازنمايي بصري موفق باشد. درحالي كه در همين كشورما تعداد مهمي از آثار سينمايي كه مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته و درجشنواره‌هاي مختلف نيز درخشيده‌اند محصول تلفيق ادبيات و سينما و به‌اصطلاح آثار اقتباسي بوده است. در حال حاضر در ادبيات داستاني معاصر ظرفيت‌هاي بالقوه زيادي هست كه به فعليت نرسيده و اگر امكان لازم براي اقتباس سينمايي آنها صورت بگيرد، دست‌كم مي‌توان شاهد خلق چند اثر سينمايي يا تله‌فيلم‌هاي جذاب و ارزشمندي بود كه به اعتلاي فيلمسازي و در نهايت جذب و رضايت مخاطبان كمك زيادي مي‌كند. سال‌هاست وقتي درباره آسيب‌شناسي سينمايي ايران صحبت به ميان مي‌آيد، مدام از فقدان قصه‌هاي خوب و فيلمنامه‌هاي ارزشمند ياد مي‌شود در حالي كه از ظرفيت‌هاي تازه و پتانسيل‌هايي كه در ادبيات داستاني ما وجود دارد، استفاده‌اي نشده است.
حتي اگر نگاهي تجربه‌گرايانه به اين مقوله داشته باشيم و با رويكردي آزمون و خطايي به آن بنگريم، بازهم اين يك ضرورت مهم براي سينما و ادبيات داستاني ماست كه تعامل بيشتري با هم داشته باشند. قرار نيست همه آثار ادبي كه ظرفيت سينمايي يا سريال‌سازي دارند به يك فيلم يا تله‌فيلم خوب يا سريالي ماندگار بدل شوند. اگر در طول سال حتي پنج اثر اقتباسي هم توفيق اين كار را بيابند، مي‌توان به اعتلا و رشد تدريجي اين مقوله اميدوار بود و فضايي خلق كرد تا نويسندگان و كارگردان‌ها تشويق شوند سراغ مقوله اقتباس ادبي در سينما بروند.

بومي كردن ادبيات جهان
فرآيند اقتباس فقط به آثار نمايشي داخلي ختم نمي‌شود اگرچه آثار بومي از اولويت بيشتري براي اقتباس سينمايي برخوردارند. با اين حال يكي از مهم‌ترين اقداماتي كه در اين زمينه مي‌توان انجام داد، بومي كردن آثار ادبي خوب جهان است. قرار نيست كل فرآيند اقتباس از توليدات داخلي صورت بگيرد؛ بديهي است بخشي از اين فرآيند به آثار ادبي مهم كشورهاي ديگر برمي‌گردد كه اگر قابليت بومي‌سازي آن در كشور فعال شده و بتواند دست به اين كار بزند بخش ديگري از نياز سينماي ايران به فيلمنامه‌هاي خوب برآورده مي‌شود.

تبديل قهرمان‌ها يا شخصيت‌هاي تاريخي يا مثلا بخشي از سرگذشت يا حادثه‌اي كه براي فلان شخصيت معروف در تاريخ و ادبيات ما رخ داده به قصه‌اي امروزي فارغ از وجوه دراماتيك و كاركردهاي سرگرم‌كننده آن مي‌تواند به آشنايي مردم با بسياري از اين شخصيت‌ها و اتفاقات زندگي آنها كمك كند. بويژه نسل جواني كه ممكن است اطلاعات كمتري درباره مفاخر تاريخي خود داشته باشد. از سوي ديگر اين‌گونه اقتباس‌هاي آزاد مي‌تواند بخشي از ارزش‌هاي ارزشمند فرهنگي گذشته را نيز در قالب الگوهاي امروزي بازتوليد كرده و موجب صيانت از آنها شود.
جالب است چه در قصه شيخ صنعان كه عاشق شدن در پيري و چه در تنهايي ليلا كه عشق دختري متمول به پسري فقير، اما سالم را به نمايش مي‌گذارد شاهد هستيم كه قصه شايد قصه كهنه‌اي باشد، اما آن تجربه و موقعيت هنوز هم به عنوان يك تجربه بشري قابل درك و تكرار است هنوز هم جذابيت و شيريني‌هاي خود را دارد. برخي از اين كهن الگوهاي ادبي اصلا به همين دليل الگو شدند كه در همه زمان‌ها و مكان‌ها قابل تعميم و تفسير هستند و امروز كه قوت غالب عالم هنر تصوير است، چه چيز بهتر از اين كه آنها را در اين قالب بازتوليد و بازسازي كنيم. كافي است با اين نگاه سراغ متون ادبي خود رفته و از دل آن قصه‌هايي را بيرون بكشيم كه قابليت و ظرفيت نمايشي داشته و مي‌توان آنها را با زبان امروزي بازتعريف كرد. شايد همين ادبيات خودمان، همين قصه‌هايي كه مردم در طول تاريخ و در زندگي عملي آنها را سينه به سينه نقل و با آنها زندگي كرده‌اند، بتوانند ضعف فيلمنامه در سينما و تلويزيون ما را پر كنند.


۱۳۹۴/۰۵/۲۵
چاپ خبر     

    
© 2012 - pririb.ir - <Powered BY YIP> Contact us :epr@irib.ir