تاریخ : ۱۳۹۶/۰۸/۲۷      سرویس : تولید تحریریه مرکزی

    


سرعت تحولات جامعه، یک گام پیشتر از‌ رسانه‌ها

کد خبر : 54471 تعداد بازدید : 6313 تاریخ خبر : ۱۳۹۴/۰۶/۱۷   ساعت خبر : ۱۱:۰۸

قیاس رسانه‌های رسمی کشور با رسانه‌های مجازی بستگی به این دارد که با کدام شاخص و معیار سنجیده شود. اگر ملاک سرعت باشد بدیهی است رسانه‌های مجازی سرعت عمل بیشتری دارند؛ اما اگر معیار صحت اطلاعات و عملکرد مسئولانه باشد، رسانه‌های اصلی عملکرد بهتری داشته‌اند.


از منظر نفوذ در ميان توده‌هاي مردم، فضاي رسانه‌هاي مجازي بهتر از رسمي‌هاست. به چند دليل؛ مجازي‌ها پديده‌اي جديد، ارزان، در دسترس، فراگير، تعاملي و با امكانات بيشتر هستند و بديهي است مثل همه پديده‌هاي جديد، جذابيت اوليه و ابتدايي را براي مراجعه‌كنندگان خود دارند. از سوي ديگر، اين رسانه‌ها مردمي‌تر هستند و عامه مردم آنها را متعلق به خود مي‌دانند. هر فردي براحتي مي‌تواند پيام خود را توليد و در اين رسانه‌ها منتشركند. حتي اين امكان براي مخاطبان وجود دارد كه عكس و فيلم خبري توليد كنند و در اين فضا با ديگران به اشتراك بگذارند.
رسانه‌هاي رسمي و اصلي از اين قابليت به اندازه رسانه‌هاي مجازي برخوردار نيستند يا از اين ظرفيت استفاده كافي نكرده‌اند؛ بنابراين مردم برخلاف مشاركت گسترده‌شان در توليد و انتشار محتواي رسانه‌هاي مجازي، آنچنان كه بايد و شايد در توليد و انتشار اخبار و محتواي رسانه‌هاي اصلي مشاركت داده نشده‌اند. اين رسانه‌ها را عموما كساني گردانده و مديريت كرده‌اند كه به صاحبان قدرت و ثروت متصل بوده‌اند. بديهي است اگر مخاطبان در توليد محتواي يك رسانه مشاركت چنداني نداشته باشند، از ميزان نفوذ آن رسانه كاسته خواهد شد. البته به اين معنا نيست كه رسانه‌هاي اصلي و ازجمله تلويزيون الزاما و عينا بايد همانند فضاي مجازي عمل كنند. به هر حال ذات و ماهيت رسانه‌هاي مجازي به گونه‌اي است كه مي‌توانند نفوذ بيشتري ميان عامه مردم داشته باشند.

افكار عمومي
رسانه‌هاي اصلي بايد بپذيرند تاثيرگذاري بر افكار عمومي بدون توجه به نياز، ذائقه و دسترسي‌هاي مخاطبان ممكن نيست. اگر رسانه‌اي بپندارد وظيفه رهبري مردم را به عهده دارد، بدون آن كه به نياز آنها توجه داشته باشد بديهي است دير يا زود شكست خواهد خورد.
يك رسانه زماني مي‌تواند موثر باشد كه علاوه بر قائل شدن رسالت هدايت افكار عمومي براي خود، به آرايش جديد رسانه‌اي و تغييرات فرهنگي، اجتماعي و سياسي جامعه مخاطبان هدفش نيز توجه كافي را مبذول دارد. آسيب جدي‌اي كه امروزه متوجه رسانه‌هاي رسمي شده، عدم تطابق با شرايط جديد رقيبان و مخاطبان است و از آنجا كه اين مهم را انجام نداده‌اند طبعا قدرت جريان‌سازي و موج آفريني خود را از دست داده‌اند. برخي از اين رسانه‌ها جرياني را دنبال مي‌كنند كه شايد مساله روز مردم نبوده و عموم اصلا آن را قبول نداشته باشند.
در اين ارتباط نظريه‌اي وجود دارد به نام استحكام كه براساس آن رسانه‌ها مي‌توانند به مرور زمان ديدگاه مخاطبان خود را تقويت يا تضعيف كنند؛ اما يكباره قادر نخواهند بود بينش جديدي را در آنها به وجود بياورند.
در برخي كشورها رسانه‌هاي اصلي شبكه‌هاي مجازي را به عنوان مكمل در اختيار گرفته‌اند. در كشور خودمان شبكه‌هايي مثل پرس‌تي‌وي و العالم از اين ابزار استفاده خوبي كرده‌اند، اما برخي رسانه‌هاي‌داخلي هنوز به اين باور نرسيده‌اند‌
به گمانم رسانه‌هاي اصلي به اين نظريه توجه كافي را ندارند و فقط آنچه را خودشان مي‌پندارند درست است پيگيري مي‌كنند و موضوع، نوع بسته بندي، زمان و ميزان انتشار محتوا را از منظر خودشان مورد توجه قرار مي‌دهند. رسانه‌هاي اصلي اگر مي‌خواهند جريان‌سازي كنند بايد ضمن توجه و حفظ رويكرد و استراتژي خودشان به گرايشات و نيازهاي مخاطبانش هم نيم نگاهي داشته باشد. متاسفانه برخي رسانه‌هاي اصلي در كشور ما از تغييرات و تحولات روز جامعه عقب مانده‌اند و فرآيند جريان سازي را به دست رسانه‌هاي مجازي بعضا نامعتبر يا رقبايي از جنس خودشان سپرده‌اند. اگر تلويزيون ما نتواند نيازهاي مخاطبانش را تامين كند رسانه‌هاي رقيب از جنس خودش وارد عمل خواهند شد.

واكنش‌هاي افراطي
رسانه‌هاي مجازي نه يك فرصت صددرصدي هستند و نه يك تهديد مطلق. تحت شرايطي اين رسانه‌ها مي‌توانند فرصت باشند و در شرايطي ديگر يك تهديد. بستگي به اين دارد كه از ظرفيت آنها چقدر و چگونه استفاده و در اين راه چه ميزان هوشمندي صرف شود.
رسانه‌هاي مجازي ابزار هستند و از اين رو نمي‌توان مطلقا آنها را خوب يا بد تلقي كرد. به گمانم آسيبي كه در گذشته تجربه شده براي اين رسانه‌ها نيز مصداق دارد و آن واكنش‌هاي افراطي است. عده‌اي اين رسانه‌ها را فرصت مطلق مي‌دانند و برخي ديگر تهديد جدي. به نظرم هر دوي اينها خطاست.
برخي‌ها نمي‌خواهند اين واقعيت را بپذيرند كه رسانه‌هاي جديد مي‌توانند فرصت باشند و از آنجا كه اين باور وجود ندارد ميدان رقابت در برخي عرصه‌ها كاملا واگذار شد. همين تفكر و باور غلط است كه باعث مي‌شود فضاي رسانه‌اي جديد كه با ويژگي‌هاي روحي، رواني و اجتماعي مردم سازگار است و بسيار هم ارزان تمام مي‌شود به دست ديگران بيفتد تا در جهت منافع خود از آن استفاده كنند.

نقش مكمل
اگر اين درك به وجود بيايد كه مجازي‌ها به موازات رسانه‌هاي اصلي و به عنوان يك مكمل مي‌توانند مورد استفاده قرار گيرند آن گاه از ظرفيت‌شان مي‌توان بهره گرفت. رسانه‌هاي اصلي مي‌توانند پيام‌هاي مورد نظر خود را با بهره گرفتن از ظرفيت رسانه‌هاي مجازي تكميل كنند، ترويج دهند و به نفوذ خود بيفزايند.
در برخي كشورها رسانه‌هاي اصلي اين واقعيت را پذيرفته و مجازي‌ها را به عنوان مكمل در اختيار گرفته‌اند. در كشور خودمان شبكه‌هايي مثل پرس‌تي‌وي و العالم از اين ابزار استفاده خوبي كرده‌اند، اما برخي رسانه‌هاي داخلي هنوز به اين باور نرسيده‌اند. پيش‌بيني‌ام اين است كه رسانه‌هاي داخلي نيز چه بخواهند و چه نخواهند در زمان كوتاهي رسانه‌هاي مجازي را به رسميت بشناسند؛ حال چه به عنوان رقيب و چه در نقش مكمل.
ضريب نفوذ رسانه‌ها و شبكه‌هاي مجازي در كشورمان بالاست و نبايد آنها را دست‌كم گرفت. اين رسانه‌ها مي‌توانند رقيب قدرتمندي براي رسانه‌هاي اصلي باشند. در عين حال مي‌توانند به عنوان ياري‌رسان نيز ايفاي نقش كنند.

ديدگاه‌هاي ارزشي
رسانه‌هاي اصلي ما بايد بسرعت تغيير رويه دهند و تكليف خود را با مجازي‌ها مشخص كنند، حتي اگر به نيت مقابله و مقاومت. فضاي مجازي از آنجا كه مسئوليت زيادي متوجه پديدآورنده و انتشاردهنده محتوا نيست مي‌تواند كاركردهاي منفي هم داشته باشد؛ بنابراين براي مقابله با اين كاركردهاي منفي، شناسايي و شناخت كافي و وافي از آن لازم و ضروري به نظر مي‌رسد. مي‌توان با كاركردهاي منفي رسانه مجازي مقابله كرد و از ويژگي‌هاي مثبت‌اش در جهت تقويت و استحكام ديدگاه‌هاي ارزشي، ملي و فرهنگي نهايت انتفاع را برد. همچنين رسانه‌هاي اصلي براي اين كه نفوذ قبلي را داشته باشند و بتوانند در جريان‌سازي جا نمانند بايد تجربيات خود و ديگران را فراموش نكنند. يادشان باشد مخاطبان فقط آنها را نمي‌بينند بلكه انتخاب‌هاي زيادي دارند، به تحولات محيطي توجه داشته باشند و از همه ظرفيت‌ها ازجمله فضاي مجازي استفاده كنند.


۱۳۹۴/۰۶/۱۷
چاپ خبر     

    
© 2012 - pririb.ir - <Powered BY YIP> Contact us :epr@irib.ir