تاریخ : ۱۳۹۶/۰۹/۰۳      سرویس : تولید تحریریه مرکزی

    

گفت‌وگوي جام‌جم با عليرضا مسعودي نويسنده و بازيگر سفر در خانه
براي نقشم پارتي‌بازي كردم

کد خبر : 83683 تعداد بازدید : 449 تاریخ خبر : ۱۳۹۶/۰۶/۲۶   ساعت خبر : ۱۰:۳۸

عليرضا مسعودي گفت:ايده اوليه نگارش اين مجموعه به سال‌ها قبل برمي‌گردد. ايده‌اش بر اساس هيچ اتفاق واقعي و ملموسي نبود. من نويسنده‌ام و مانند همه نويسندگان ديگر به طرح داستان فكر كردم و ايده و ساختارش در ذهنم شكل گرفت.


عليرضا مسعودي حالا ديگر به يكي از چهره‌هاي شناخته‌شده تلويزيون تبديل شده است؛ فيلمنامه‌نويسي كه بيش از هر چيز با اجراهاي طنز نمايشي‌اش در برنامه خندوانه معروف شد. با اين حال، مسعودي در وهله اول نويسنده است و تاكنون سريال‌هاي طنز متعددي به قلم وي روانه آنتن شده است؛ مجموعه‌هايي چون «قرارگاه مسكوني»، «سه‌دونگ سه‌دونگ»، «آقا و خانم سنگي» و اين شب‌ها «سفر در خانه» به عنوان تازه‌ترين اثر او از شبكه نسيم در حال پخش است. مسعودي علاوه بر نويسندگي اين سريال در آن بازي هم كرده است.

جام جم به بهانه  حضوروي دراين سريال گفتگويي با وي انجام داده كه در ادامه مي خوانيد

ايده اصلي نگارش سفر در خانه چطور به ذهنتان رسيد؟ آيا اين مجموعه را بر اساس اتفاقي واقعي در زندگي خودتان نوشتيد يا همه‌چيز تخيل ذهنتان است؟

ايده اوليه نگارش اين مجموعه به سال‌ها قبل برمي‌گردد. ايده‌اش بر اساس هيچ اتفاق واقعي و ملموسي نبود. من نويسنده‌ام و مانند همه نويسندگان ديگر به طرح داستان فكر كردم و ايده و ساختارش در ذهنم شكل گرفت.

سوال قبلي را از اين جهت پرسيدم كه بارها گفته‌ايد فيلمنامه قرارگاه مسكوني را بر اساس خاطرات خودتان از دوران سربازي نوشته بوديد...

نه، سفر در خانه هيچ پايه و اساس واقعي نداشته است. اتفاقا نگارش اين مجموعه را نخستين بار 9 تا10 سال قبل و بعد از پايان ساخت قرارگاه مسكوني كليد زدم، اما در آن دوره شرايط ساختش مهيا نشد تا اين‌كه سال گذشته كار به مرحله ساخت رسيد.

وقتي بنا شد بعد از 9 تا 10 سال كار را جلوي دوربين ببريد، قطعا لازم بود تغييراتي در متن ايجاد و بخش‌هايي از آن را به‌اصطلاح به روز رساني كنيد. داستاني كه اكنون روي آنتن مي‌بينيم، چه تفاوت‌هايي با طرح اوليه‌تان دارد؟

 

خيلي نه. به هر حال كليت ماجرا همين بود؛ داستان خانواده‌اي كه تصميم دارند بعد از سال‌ها به مسافرت بروند و حالا مشكلاتي بر سر راهشان ايجاد شده است. با اين حال جزئياتي هم در ذهن داشتم كه در شرايط امروز چندان نمي‌شد اجرايشان كرد و لازم بود سراغ مسائل جديدتر بروم.

 

مثالي هم مي‌آوريد؟

 

مثلا حدود 12 سال قبل استفاده از گوشي تلفن همراه بسيار كمتر بود، اما الان اين‌طور نيست و كاركردي وسيع‌تر پيدا كرده است. جزئياتي از اين دست زياد در ذهن داشتم.

 

به نظرم مجموعه سفر در خانه با توجه به داستان و حال و هوايش، قابليت پخش در ايام نوروز را هم داشت. خودتان چنين عقيده‌اي نداريد؟

 

اتفاقا ما در ابتداي كليد خوردن و شروع به ساخت مجموعه، به فكر پخش آن در ايام نوروز بوديم اما شرايط مهيا نشد و پخش آن به اواخر تابستان افتاد. البته به نظر خودم شرايط داستان اين قابليت را داشت كه تعداد قسمت‌هايش بيشتر شود و به‌عنوان مثال تا 30 قسمت هم ادامه پيدا كند. با اين حال مجبور شدم بخشي از اين ماجراها را حذف كنم تا داستان در همين 18ـ17 قسمت به پايان برسد.

 

در انتخاب بازيگران اين مجموعه هم نقشي داشتيد؟

 

بله، با تهيه‌كننده‌ها و كارگردان همفكري كرديم و اين گروه را در كنار هم چيديم.

 

و نقش اكبر را از ابتدا براي خودتان در نظر داشتيد؟

 

بله، براي خودم پارتي‌بازي كردم! (مي‌خندد.)

 

شخصيت اكبر چه ويژگي‌هايي دارد؟ از آنجا كه خودتان نويسنده مجموعه هستيد، چقدر در نوشتن اين شخصيت از ويژگي‌هاي واقعي شخصيت خودتان بهره جسته‌ايد؟

 

شخصيت اكبر خيلي شبيه خودم نيست، با اين حال شباهت‌هايي هم دارد. به عنوان مثال او هم مثل تمام بچه‌هاي متولد شهرستان سادگي‌هايي دارد كه براي خودم هم غريب نبود و سعي كردم جزئيات شخصيتش را قابل لمس و عيني بازي كنم.

 

البته اين سادگي در كنار علاقه‌اي كه اكبر به پريسا (با بازي شهرزاد كمال‌زاده) پيدا كرده، جذابيت و نمك خاصي هم به شخصيتش داده است.

 

دقيقا همين‌طور است.

 

داستان سفر در خانه در نگاه اول روايت پيچيده‌اي ندارد و كاملا يك‌خطي و ساده است؛ با اين حال همين اتفاقات ساده كاملا ملموس از آب درآمده و جنس شوخي‌هايش مخاطب را جذب كرده است. دليل اين موفقيت در عين سادگي كار را در چه مي‌دانيد؟

 

بخشي از اين قضيه به اين دليل است كه مخاطب مي‌تواند با كار همذات‌پنداري داشته باشد و حس كند كه با شخصيت‌هايش آشناست. احتمالا اگر شما هم به اطراف خود نگاهي كنيد، مي‌توانيد نمونه‌هايي شبيه شخصيت‌هاي اين داستان را به شكلي ملموس ببينيد؛ شخصيت‌هايي كه ممكن است شبيه هريك از اعضاي خانواده يا نزديكانتان‌ باشند. اين آدم‌ها بالاخره جايي در اجتماعمان وجود دارند و جنس ماجرايي كه برايشان پيش مي‌آيد هم ملموس است. همه ما در زندگي‌ خود سفر رفته‌ايم و براي هركدام‌ما اتفاقاتي طي سفر رخ داده است. در نگارش اين داستان سعي كردم همه‌چيز را واقعي ببينم و به همين دليل است كه فضاي داستان مي‌تواند مخاطبان را جذب كند.

 

در لحظاتي از داستان، رشته مصيبت‌هاي رخ داده بر سر شخصيت‌ها بيش از حد پي در پي و پشت سر هم مي‌شود. در حين نگارش اين اتفاقات دلتان براي شخصيت‌هاي مجموعه‌تان نمي‌سوخت؟!

 

اتفاقا چرا! ضرب‌المثل معروفي هست كه مي‌گويد «هرچي سنگه مال پاي لنگه» و وصف حال شخصيت‌هاي مجموعه هم دقيقا همين است. البته اين روال اتفاقات بد هنوز ادامه دارد و هرچه در داستان پيش برويم، اتفاقات تازه‌تري برسر راهشان رخ مي‌دهد. با اين حال، اين روال قصه است و رخ دادن همين اتفاقات است كه تماشاي يك مجموعه را جذاب مي‌كند.

 

الان كه سريال به پخش رسيده و روي آنتن رفته است، از نتيجه نهايي كار رضايت داريد؟ بازخوردهايي كه از جانب مخاطبان از مجموعه مي‌بينيد به‌چه صورت است؟

 

الان با گسترش فضاي مجازي بستر جديدي ايجاد شده است و مي‌بينيم كه در اين فضا مردم با هم هيچ تعارفي ندارند. ما ايراني‌ها هنوز در ارتباطات رودررو و چهره به چهره با هم تعارف‌هايي داريم و مواردي را رعايت مي‌كنيم، اما خوشبختانه در فضاي مجازي شرايط به‌اين‌گونه نيست و مردم صادقانه حرفشان را مي‌گويند. اتفاقا همين چند شب پيش امير نوري در صفحه مجازي‌اش پستي گذاشت و از مردم خواست كه نظرشان را در خصوص مجموعه بگويند. جالب اين‌ كه از حدود 400 نظري كه مردم براي امير گذاشتند، تقريبا 350 نفر گفته بودند مجموعه عالي است، عده ديگري اعلام كرده بودند مجموعه را نمي‌بينند و تعداد خيلي كمتري هم كه نظرشان كاملا محترم بود، نسبت به كار ابراز نارضايتي كرده بودند و آن را دوست نداشتند. خوشبختانه بازخوردهايي كه از كار ديده‌ام خوب است، مردم مجموعه را دوست دارند و توانسته‌ايم مخاطبان خاص خودمان را پيدا كنيم.

 

 


۱۳۹۶/۰۶/۲۶
چاپ خبر     

    
© 2012 - pririb.ir - <Powered BY YIP> Contact us :epr@irib.ir