تاریخ : ۱۳۹۶/۰۸/۲۸      سرویس : تولید تحریریه مرکزی

    


خبرنگاري در دل صحنه هاي خطر

کد خبر : 84394 تعداد بازدید : 391 تاریخ خبر : ۱۳۹۶/۰۷/۱۵   ساعت خبر : ۱۱:۴۸

خبرنگاري در شرايط جنگ از پُر خطر ترين مشاغلي است كه اگر فرد علاقه به كار و هدف نداشته باشد محال است گزارش هاي درخور توجهي براي مخاطبانش تهيه كند.گفت و گو با يكي از اين خبرنگاران، حقايقي را در اين باره پيش چشم شما م يگذارد.


خبرنگاري اگرچه يكي از مشاغل پر خطر جهان شناخته مي‌شود، اما قطعاً دامنه و دايره اين مخاطرات در خبرنگاري بحران و جنگ بيش‌تر است.حسن عظيم‌زاده خبرنگاري اعزامي به سوريه كه 90 روز را در مناطق جنگي به فعاليت مشغول بوده و از برگزيدگان بيستمين جشنواره مراكز استان‌ها نيز محسوب مي‌شود، بيش‌تر در اين‌باره براي ما توضيح داده است كه در اين گفت‌وگو مي‌خوانيد.

چه مدتي به‌عنوان خبرنگار در سوريه حضور داشتيد و مأموريت شما چه بود؟

اين اولين مأموريت طولاني‌مدت من از سوي سازمان در يك منطقه جنگي بود كه تقريباً 90 روز طول كشيد. من 25 خرداد امسال از فرودگاه امام (ره) به فرودگاه دمشق رفتم و 24 شهريور هم تاريخ بازگشت من از سوريه بود. در واقع، فصل تابستان را در سوريه حضور داشتم. حوزه كاري كه براي من تعريف شده بود و در واقع مأموريت من خبرنگاري از مناطق بحراني كشور سوريه بود، يعني آن جاهايي كه درگيري وجود داشت.

**در واقع شما به‌نوعي خبرنگاري بحران را در سوريه تجربه كرديد؟ آيا قبلاً تجربه‌اي در اين زمينه داشتيد؟

من قبلاً كلاس و دوره‌هاي خبرنگاري بحران را چندين‌بار رفته بودم و با شرايط و ويژگي‌هاي خبرنگاري بحران و مهارت‌هاي حرفه‌اي آن به لحاظ نظري آشنا شدم اما حس كردن و تجربه عملي فضاي بحراني و حضور داشتن در يك ميدان عملي بحران به‌عنوان خبرنگار، خيلي با اين كلاس‌ها فرق مي‌كند و در حقيقت تا خبرنگار عملاً در وضعيت و شرايط بحراني قرار نگيرد و مخاطرات و دشواري‌هاي آن را با پوست و گوشت خود لمس نكند، نمي‌تواند صرفاً با آگاهي‌هاي نظري در اين‌باره، به وظيفه خود به‌درستي عمل كند. مأموريت من در سوريه از لحاظ حرفه‌اي، فرصت مغتنمي بود كه عملاً خبرنگاري بحران را تجربه كنم و با چالش‌هاي آن از نزديك آشنا شوم.

**ضمن اينكه شما در يك منطقه جنگي حضور داشتيد كه شايد اوج تجربه خبرنگاري بحران باشد و با مخاطراتي مثل خطرات جاني هم مواجه بوديد؟

ببينيد در سوريه نمي‌شود تعريف مشخصي از خط نبرد ترسيم كرد. مي‌شود گفت فلان منطقه، منطقه جنگي است اما اينكه بگوييم داعش يا ساير گروه‌ها يك خطي را مشخص مي‌كنند و هر كدام پشت خاكريزهاي خود به مقابله مي‌پردازند و در واقع منطقه جنگي كاملاً خط‌كشي شده و مشخص است. اينگونه نيست؛ بلكه كاملاً پراكنده و نامنظم است و با جنگ كلاسيك فرق مي‌كند. بالطبع خبرنگاري در اين مناطق عاري از خطر نيست. نه براي خبرنگاران كه براي مردمي كه در آن مناطق زندگي مي‌كنند هم اين مخاطرات وجود دارد اما آنچه مهم است اين است كه خبرنگار دست و پاي خود را گم نكند و بتواند با تسلط بر خود با اين وضعيت مواجه شود لذا يا بايد تجربه اين كار را داشته باشد يا فرد و افرادي كه تجربه حضور در اين مناطق را دارند در كنارش باشند. من تجربه اين كار را نداشتم ولي كسي‌كه تجربه 25 ساله قدرتمند از حضور در سوريه و لبنان داشت يعني آقاي سيدمحمدحسن حسيني خبرنگار دفاتر لبنان و سوريه در آنجا به من كمك بسياري كردند و حمايت‌ها و راهنمايي‌هاي ايشان باعث شد تا بتوانم در مواجهه با يك وضعيت بحراني و منطقه جنگي، درست عمل كنم.

**به‌نظرم خبرنگاري در اين مناطق نه‌فقط به مهارت‌هاي حرفه‌اي خبرنگاري بلكه به اعتقاد و باورهاي قوي دروني هم نيازمند است.

واقعيت اين است كه ما در انتقال پيام به مخاطب يك‌سري اصول حرفه‌اي داريم كه سعي مي‌كنيم آن‌ها را به كار ببنديم و رعايت كنيم اما مخاطبي را كه من داشتم براي او توليد خبر و پيام مي‌كردم، مخاطبي بود كه خودش اين باورها را دارد. با اين‌حال، باور و اعتقاد دروني يك خبرنگار به كاري كه انجام مي‌دهد قطعاً در كيفيت كارش مؤثر است. اين باورها و اعتقاد به هدفي كه در وجود خبرنگار شكل مي‌گيرد، به او اعتماد به نفس و جسارت بيش‌تري در مواجهه با موقعيت‌هاي بحراني مي‌دهد. اين اعتقاد هم مي‌تواند ريشه در باورهاي ديني داشته باشد و هم اعتقاد به دفاع از تماميت ارضي و صيانت از ميهن و وطن.

**شما از برگزيدگان بيستمين جشنواره مراكز استان‌ها در بخش خبر هم بوديد. نظرتان درباره اين جايزه و جشنواره چيست؟

به هر حال جايزه گرفتن براي هر كسي لذت‌بخش است و من منكر اين نيستم كه از دريافت اين جايزه خوشحال شدم اما واقعيت اين است كه تك‌تك همكاران ما در بخش‌هاي مختلف صداوسيما زحمت مي‌كشند ولي من چون جلو دوربين هستم ديده مي‌شوم اما اين جايزه به اين معنا نيست كه من يا امثال من كار خيلي ويژه‌اي انجام داديم يا خداي نكرده با دريافت اين جوايز دچار غرور شويم و فكر كنيم كه ديگر قله اين حرفه را فتح كرده‌ايم. به‌نظرم بايد در جشنواره نيروهاي پشت‌صحنه كه كم‌تر ديده مي‌شوند هم مورد توجه و قدرداني قرار بگيرند، به‌ويژه نيروهاي خلاق و خدومي كه در شهرستان‌ها و مراكز استاني مشغول فعاليت هستند. من در 8 جشنواره مقام آوردم كه 2 جشنواره بين‌المللي بوده و 6 جشنواره داخلي كه از بين اين‌ها 2 تا مربوط به جشنواره مراكز استان‌هاست. به نظرم اين جوايز وقتي ارزش پيدا مي‌كند كه كار من فقط جشنواره يا براي جشنواره و بسنده كردن به يك اثر نباشد. جايزه گرفتن از جشنواره نبايد به متوقف شدن فرد و راضي شدن او از خودش و كارش ختم شود برعكس بايد انگيزه بيش‌تر براي فعاليت بيش‌تر و بهتر در فرد ايجاد كند. من همواره حس مي‌كنم كه در ابتداي ياد گرفتنم، مثلاً قبل از اينكه به سوريه بروم، هيچ ذهنيت دقيقي از كار كردن در آنجا نداشتم و حتي گاهي درباره كار برخي از همكارانم در آنجا و جاهاي ديگر قضاوت مي‌كردم اما تجربه حضور در سوريه و مناطق جنگي به من ثابت كرد كه چقدر قضاوت نادرست و عجولانه‌اي داشتم و با مشكلات و چالش‌هاي كار از نزديك آشنا نبودم و تجربه‌هاي آقاي حسيني در سوريه اگر نبود قطعاً من نمي‌توانستم كار خود را درست انجام دهم. تجربه همكاري با ايشان و همكاران با‌سابقه كه كمك مي‌كند تا انسان در زمينه كاري خود با‌تجربه‌تر شود، براي من از جوايز جشنواره‌اي ارزشمندتر است.

**جايزه شما به خاطر توليد كدام اثر بود؟

اثري بود در بخش بهداشت روستايي كه درباره خدمت‌رساني در مناطق محروم بود. اگر دقيق‌تر بخواهم بگويم در روستاهاي مهاباد از استان آذربايجان غربي. همين‌جا اين نكته را هم بگويم كه من مراكز استان‌ها را خانه خودم مي‌دانم و كار خودم را هم از مراكز استان‌ها و از همين مهاباد شروع كردم. از همين‌جا هم دوست دارم از آقاي بهرام قوي‌بنيه مديركل مركز مهاباد كه اولين كسي بودند كه به من اجازه دادند به‌عنوان خبرنگار به سوريه بروم و آقاي مجتبي ابراهيمي مدير خبر مركز مهاباد كه حمايت‌ها و هدايت‌هاي اين عزيزان در توفيق حرفه‌اي من نقش بسزايي داشت.

**اين تجربه 90 روزه فارغ از تجربه‌هاي حرفه‌اي چه دستاوردهايي براي شما داشت‌؟

مهم‌ترين چيزي كه در اين سفر تجربه كردم اين بود كه معناي شجاعت را در عمل و واقعيت به چشم ديدم. ضمن اينكه آموختم كه چگونه مي‌توان در يك زمان فشرده، خبر و گزارشي خلاقانه و چشمگير توليد كرد. كار كردن در شرايط دشوار و خبرنگاري بحران به ما مي‌آموزد كه چگونه بتوانيم كاري خلاقانه و فاخر انجام دهيم و جسارت آن را پيدا كنيم. اين را هم اضافه كنم كه من توفيق داشتم تا دو بار خبرنگار راهپيمايي اربعين در سال‌هاي 94 و 95 باشم كه اين تجربه خيلي به من در سوريه در انجام وظايف خبرنگاري‌ام كمك كرد.


۱۳۹۶/۰۷/۱۵
چاپ خبر     

    
© 2012 - pririb.ir - <Powered BY YIP> Contact us :epr@irib.ir