تاریخ : ۱۳۹۶/۰۸/۲۶      سرویس : تولید تحریریه مرکزی

    

گفت‌وگو با علي طلوعي؛ رئيس مركز پژوهش و سنجش افكار
پژوهش هايي با پايه علمي و بسيار كاربردي

کد خبر : 85266 تعداد بازدید : 218 تاریخ خبر : ۱۳۹۶/۰۸/۰۶   ساعت خبر : ۱۳:۱۴

در آستانه 50 سالگي مركز‌ پژوهش و سنجش افكار، با علي طلوعي كه اكنون رياست مركز را برعهده دارد، به گفت‌و‌گو نشستيم تا از برنامه‌ها و سياست‌هاي پيش رو براي ما سخن بگويد.


به گزارش روابط عمومي رسانه ملي، مركز پژوهش و سنجش افكار صداوسيما از حيث جايگاه سازماني، نيروي انساني و شرح وظايف و امكانات، بزرگ‌ترين و گسترده‌ترين مركز پژوهشي سازمان محسوب مي‌شود كه مأموريت اصلي‌اش مطالعه، پژوهش و سنجش در زمينه‌هاي مورد نياز صداوسيما با استفاده از روش‌‌هاي علمي به منظور سياستگذاري، برنامه‌ريزي، برنامه‌سازي، نظارت و ارتقاي كيفي برنامه‌هاي رسانه‌ملي است. در آستانه 50 سالگي اين مركز‌، با علي طلوعي كه اكنون رياست مركز را برعهده دارد، به گفت‌و‌گو نشستيم تا از برنامه‌ها و سياست‌هاي پيش رو براي ما سخن بگويد.

جايگاه علمي و رسانه‌اي مركز پژوهش و سنجش افكار را چگونه مي‌بينيد و آيا بايد آن را به‌عنوان يك مؤسسه پژوهشي مستقل كه فعاليت علمي مي‌كند، شناخت يا به‌عنوان بخشي از بدنه و هويت رسانه ملي؟

اين دو هويت يعني هويت سازماني و هويت پژوهشي و علمي اين مركز منافاتي با هم ندارد. هم مي‌توان به اين مركز به‌عنوان يك مجموعه پژوهشي نگاه مستقل داشت كه واجد ساز‌و‌كار مطالعاتي، پژوهشي‌، افكارسنجي و نيازسنجي است و هم مي‌توان آن را مركز مطالعات تخصصي سازمان صدا‌و‌سيما به‌شمار آورد كه پسوند رسانه را يدك مي‌كشد. از هر دو منظر، اين مجموعه ضمن داشتن مزيت‌هاي نسبي، مانند بسياري از مجموعه‌ها و مراكز پژوهشي ديگر طي سال‌هاي گذشته دچار نوسان و فراز و نشيب‌هاي مختلف بوده‌است. اين مركز سابقه‌اي 50 ساله دارد و ما امسال پنجاهمين سال تأسيس مركز پژوهش و سنجش افكار را جشن مي‌گيريم.

چه زماني اين مراسم برگزار مي‌شود؟

ان‌شاء‌الله يا در هفته پژوهش و يا در دهه فجر اين جشن برگزار خواهد شد. در اين 50 سالة، اين مركز دستاوردهاي مختلفي داشته‌است‌، ازجمله در حوزه افكارسنجي. اين مركز، نخستين مركز افكارسنجي در ايران است كه سنگ‌بناي آن را هم مرحوم دكتر علي اسدي گذاشته است‌. در ‌واقع نخستين جايي كه در ايران كار نظرسنجي در آن انجام شده، همين مركز بوده كه ديدگاه مردم درباره برنامه‌هاي راديو و تلويزيون و بسياري از مسائل روز را مورد سنجش علمي قرار داده است. ضمن اينكه نخستين مركز آينده‌پژوهي در كشور هم در اينجا راه‌اندازي شد كه بعد در قالب مؤسسه آينده‌پژوهي وارد ساختار دولت گرديد. اين براي ما يك برند است. خوشبختانه بنيان اين مركز خوب ريخته شده است، به‌ويژه اينكه نخبگان علمي آن زمان، اين مركز را بنا كرده‌اند. در‌واقع براي گزينش نيرو در اين مركز، بهترين‌هاي هر رشته را انتخاب مي‌كردند، ضمن اينكه دوباره از آن‌ها آزمون مي‌گرفتند. آن‌ها حتماً بايد به زبان انگليسي مسلط مي‌بودند و در كارنامه دانشگاهي خود معدل بالايي مي‌داشتند. همچنين قراردادهاي همكاري علمي با مراكز علمي مثلاً در فرانسه بسته مي‌شد و گروهي از آنجا براي آموزش به ايران مي‌آمدند، يا يك عده از پژوهشگران ما به فرانسه مي‌رفتند و در آنجا آموزش مي‌ديدند. در ‌واقع مي‌خواهم تأكيد كنم كه اين مركز از سابقه و پشتوانه‌هاي علمي قدرتمندي برخوردار است كه اعتبارش را مي‌توان در فرايند شكل‌گيري و عملكرد آن در اين 50 سال رديابي و اثبات كرد.

اگر بخواهيم اين ظرفيت و توان علمي را به شكل مصداقي ثابت كنيم، چه دليلي براي آن در ارتباط با عملكرد اين مركز داريد و در ‌واقع منحصر‌به‌فرد بودن آن چگونه قابل‌اثبات است؟

ما هم در نمونه‌گيري و هم در نحوه طراحي سؤال و شيوه فرموله كردن نتايج پژوهش‌ها به مؤلفه‌هاي بومي هم توجه داريم و صرفاً به روش‌هاي دانشگاهي كه در كتاب‌هاي دانشگاهي به ما آموزش داده‌اند، اكتفا نمي‌كنيم. در‌واقع در حوزه پژوهش وقتي قرار است روحيه ايرانيان مورد سنجش قرار گيرد، قطعاً نمي‌توان به كتاب‌هاي درسي و دانشگاهي و روش تحقيق‌هاي كلاسيك بسنده كرد و بايد ويژگي‌هاي فرهنگي و فردي ايرانيان لحاظ شود و به مؤلفه‌هاي بومي تكيه كرد. شخصيت ايراني، برخي مختصات ما‌بازاي خود را دارد و اگر  الگوي سنجش بومي وجود نداشته باشد و قرار باشد عيناً مطابق روش‌هاي پيماشي دانشگاهي عمل كنيم، قطعاً به نتايج واقعي و قابل‌اتكا نمي‌رسيم. لذا ما در اينجا به مدل‌سازي مبتني بر ويژگي‌هاي جامعه ايراني دست مي‌زنيم و همين فرمول‌بندي‌هاي بومي شده است كه موجب مي‌شود يافته‌هاي اين مركز نزديك به واقعيت باشد و بتواند واقعيت‌هاي جامعه ايراني را به‌خوبي تحليل كند.

اگر بخواهيم با زبان آماري حرف بزنيم، عملكرد مركز پژوهش را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ما روزانه 5/2 گزارش در مركز توليد مي‌كنيم كه اگر اين مقدار را ضرب در 365 روز سال كنيم، بيش از 900 گزارش مي‌شود. اين عدد فوق‌العاده عدد بالايي است و حتي شايد بتوان گفت گالوپ به اندازه‌اي كه ما گزارش توليد مي‌كنيم، توليدات پژوهشي نداشته باشد.

منظور از اين 5/2 گزارش روزانه تحليل‌هايي است كه بر تحقيقات نوشته مي‌شود؟

نه؛ اگر بخواهيم تحليل‌ها را ملاك قرار دهيم، مقدار آن بيش‌تر خواهد شد. يافته‌هاي خام ما روزانه 5/2 گزارش است كه شامل نظرسنجي يا نيازسنجي و افكار‌سنجي و چه‌بسا ترجمه مي‌شود. هر كدام از اين گزارش‌ها ‌قابليت استفاده در چند ده گزارش ديگر را هم دارند. تحليل، فراتحليل، تقاطع، روندپژوهي و‌... از‌جمله قابليت‌هايي هستند كه مي‌تواند بر روي اين گزارش‌هاي خام صورت بگيرد.

اين 5/2 گزارش روزانه درباره رسانه ملي است يا موضوعات ديگر را هم دربرمي‌گيرد؟

هم رسانه و هم موضوعات اجتماعي و فرهنگي ديگر. ما در حوزه نظرسنجي، مباحثي شامل رسانه‌، مخاطب‌، ميزان بيننده، ميزان رضايت تا محتواي برنامه‌ها و برنامه‌هاي برند شبكه‌هاي مختلف راديو و تلويزيوني را در پژوهش‌هاي خود داريم، به اضافه مسائل روز و نيازها و دغدغه‌هاي مردم؛ اينكه الان چه نيازهايي دارند يا نظرشان درباره فلان پديده روز يا عملكرد فلان دستگاه چيست و يا ميزان اعتمادشان به دستگاه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي يا مسائل اخلاقي و مذهبي و‌... در چه حد است. در‌واقع‌ ما چهار حوزه اقتصاد، فرهنگ، سياست و اجتماع را رصد مي‌كنيم و در اين حوزه‌ها دست به پژوهش و تحقيق مي‌زنيم. به‌عبارت ديگر، ما گستره خيلي وسيعي در موضوعات پژوهشي داريم كه بسياري از مسائل مهم كشور و جامعه را دربرمي‌گيرد. برخي از اين پژوهش‌ها در حوزه راهبردي و بخشي هم در حوزه كاربردي به سازمان كمك مي‌كنند. در‌نهايت بايد بگويم كه همه پژوهش‌هاي ما مربوط به رسانه نيست، اما همه آن‌ها به درد رسانه مي‌خورد.

با توجه به توضيحاتي كه داديد و با توجه به سابقه و تجربه 50 ساله آيا مي‌توان گفت كه اكنون اين مركز نه صرفاً به‌عنوان يكي از واحدها يا مراكز سازمان صدا‌و‌سيما كه به‌عنوان نوعي مرجع علمي و پژوهشي در كشور بويژه در حوزه رسانه شناخته مي‌شود؟

بله. همين‌طور است. البته اين را هم بگويم كه ما هم مثل بسياري از مراكز پژوهشي ديگر، خوب شروع كرديم، ولي با توجه به جايگاه اوليه كه داشتيم، وضعيتي كه الان داريم دلخواه ما نيست و بايد خيلي جلوتر از جايگاهي كه اكنون هستيم، قرار بگيريم. من الان به دلايل اين مسئله، كاري ندارم، آنچه كه اكنون دغدغه ماست، برخي كارهاي زمين مانده است كه بايد به انجامشان برسانيم. مسئله ديگر اينكه ادبيات پژوهش در سازمان ما بد جا افتاده كه نيازمند اصلاح است.

دقيقا به چه معنا؟

تا به حال ما درباره هر موضوعي بحث كرديم، ناظر به رسانه بوده است. اگر ما فرايندي در مديريت پيام طراحي كنيم يا دست به مهندسي پيام بزنيم، اين كار سه گام يا مرحله دارد: تعيين پيام، توليد پيام و توزيع پيام. در مرحله تعيين پيام، سياستگذاري‌ها، راهبرد‌ها و در‌واقع ساخت پيام اتفاق مي‌افتد كه اسناد بالادستي مربوط به اين مرحله است. مرحله توليد پيام، زماني است كه سياست‌ها ابلاغ مي‌شود و بايد به توليد تبديل شود كه در‌واقع‌ مرحله ساخت و شكل‌گيري محتواست. مرحله توزيع پيام هم مربوط به انتشار پيام و مهندسي كنداكتور است. حوزه نظرسنجي و افكارسنجي‌هاي ما بيش‌تر ناظر بر بازخورد است كه به حوزه توزيع پيام مربوط مي‌شود. اين ادبيات رايج، ادبيات غلطي است و حداقل انتظار از حوزه پژوهش را برآورده مي‌كند. الان ما در رويكرد جديد، در حال جابه‌جايي ميدان بازي در حوزه مديريت پيام هستيم. البته بازخورد پيام سر جاي خودش قرار دارد. نظر ما اين است كه رسانه نياز دارد در حوزه تعيين پيام وارد شود. در‌واقع مركز پژوهش بايد در حوزه تعيين پيام نقش‌آفريني كند و سياست محتوايي سازمان را مشخص سازد و‌ متولي توليد پيام باشد. به‌عبارت ديگر، بين تعيين و توليد پيام فاصله وجود دارد كه به آن ساخت پيام مي‌گوييم. نقش ما درست در همين نقطه و جايگاه است. ما بايد بتوانيم امكان تعارض در توليد و توزيع پيام را از بين ببريم يا كم كنيم. آسيب بزرگ تعارض پيام، سردرگمي مخاطب است. اگر قرار باشد يك سياست واحد تبديل به پيام و برنامه شود، بايد تكليف مخاطب با آن پيام روشن باشد و درباره يك پيام، محتوا و مفاهيم مختلف و متفاوت به مخاطب ارائه نشود.

براي اشاره شفاف‌تر به برخي انتقادات و تحليل‌ها در اين باره، مي‌توان از نظرسنجي‌هاي مركز پژوهش درباره ميزان بيننده و مخاطب رسانه ملي مثال زد. به اين معني كه برخي مي‌گويند در حالي كه ما با كاهش مخاطب روبه‌رو هستيم، صدا‌و‌سيما آمار بالاي 80 درصد از مخاطبان خود اعلام مي‌كند. چگونه مي‌توان صحت اين آمار را اثبات كرد؟

بله. اين حرف‌ها و انتقادها به گوش ما هم مي‌رسد. مسئله اين است كه تعريف ما از مخاطب چيست؟ بسياري از اين اختلافات به اختلاف نظر از تعريف مخاطب برمي‌گردد. مخاطب كسي است كه از رسانه استفاده مي‌كند و مثلاً بيننده تلويزيون است. سؤال ما در نظرسنجي‌ها اين است كه آيا شما تلويزيون ايران را مي‌بينيد يا نمي‌بينيد؟ كسي كه مي‌گويد مي‌بينم، مخاطب تلويزيون محسوب مي‌شود؛ چه 2 دقيقه بيننده آن باشد، چه 2 ساعت. گاهي هم شما مخاطب فعال را بررسي مي‌كنيد. مخاطب فعال يعني كسي كه هدفمند و به‌شكل آگاهانه و مستمر، يك يا چند برنامه تلويزيوني را پيگيري و تماشا مي‌كند. در‌واقع، مخاطب فعال كسي است كه براي خودش كنداكتور دارد. به ميزاني كه مخاطب شما از منفعل به فعال و پيگير تغيير كند، ميزان و مقدار آمار و اعداد هم تغيير مي‌كند. شايد خيلي‌ها به نظرسنجي ما كه مخاطب 80 درصدي را اعلام كرده است، انتقاد كنند و آن را نپذيرند، اما مؤسسات ديگري مثل گالوپ يا بي بي سي يا دانشگاه مريلند يا ايسپا هم نظرسنجي‌هايي انجام داده‌اند كه اين ميزان را تأييد مي‌كند. جالب است كه همه آن‌ها ميزان مخاطب رسانه ملي را بيش‌تر از آمار ما اعلام كرده‌اند. واقعيت اين است كه بسياري از انتقادها يا اختلاف‌نظرها در ارتباط با نظرسنجي‌هاي سازمان به تفاوت ديدگاه در تعريف مخاطب برمي‌گردد. نكته مهم و مؤثر در سنجش ميزان مخاطب، متغيرهاي مداخله‌گر در تعريف مخاطب است. اين ميزان 82 درصدي كه ما اعلام كرديم، بر مبناي تعريف‌ها و شاخص‌هاي بين‌المللي از مخاطب بوده است و نظرسنجي‌هاي مؤسسات ديگر هم همين ميزان و حتي بالاتر از آن را اعلام كرده‌اند. ضمن اينكه برخي در سنجش مخاطب دچار اشتباهات راهبردي مي‌شوند؛ مثلاً شبكه چهار ويژه مخاطبان خاص و فرهيخته است و بالطبع نبايد انتظار داشت كه ميزان مخاطب آن بالا باشد و مثلاً با شبكه سه برابري كند. متأسفانه به‌دليل فقدان تحليل از آمارها، مديران خود را دچار خام‌خواري اطلاعات كرده‌اند. از آرزوهاي من اين است كه باب مقايسه شبكه با شبكه از سازمان برچيده شود. مقايسه شبكه‌ها و مخاطبان آن با هم، بدون توجه به ماهيت و كاركرد هر شبكه از اساس غلط است. اين شبكه‌‌ها با اهداف متفاوت و اشتراكات حداقلي، نمي‌توانند با هم مقايسه شوند. همين رويكردهاي غلط موجب مي‌شود ما در تحليل آمارها دچار خطاي راهبردي شويم. ذكر اين نكته هم ضروري است كه براي ما هيچ سودي ندارد كه بخواهيم ميزان مخاطب خود را دستكاري كنيم يا اطلاعات دروغ در اين باره ارائه دهيم. ما به دنبال انتشار عام اين نظرسنجي‌ها نيستيم كه بخواهيم بر روي آن كار تبليغاتي و پروپاگاندايي انجام دهيم. نگاه و هدف ما، پژوهشي و راهبردي است و اينكه بتوانيم از نتايج اين آمار و نظرسنجي‌ها در برنامه‌سازي‌ها و ارتقاي كيفي توليدات و همچنين افزايش رضايت مخاطب استفاده كنيم. وظيفه ما اين است كه به مديران و سياستگذاران رسانه‌اي خود نشاني دقيق بدهيم و بالطبع متعهد هستيم كه اطلاعاتمان تا حد ممكن درست و دقيق و فارغ از حاشيه‌هاي سياسي و رسانه‌اي باشد. لذا براي اين مركز، انجام كار درست و دقيق علمي مهم‌تر از هر چيزي است.

از برنامه‌هاي بر زمين مانده كه فرموديد هم بگوييد و اينكه چه پروژه‌هاي هم اكنون در مركز در حال پيگيري است؟

با توجه به همين بحث‌هايي كه درباره مخاطب داشتيم، ما در حال تدوين «اطلس مخاطب ايراني» هستيم، چون به‌شدت مايليم مرجعيت رسانه‌اي در كشور داشته باشيم‌. در اين پروژه، تلاش مي‌كنيم از دور‌افتاده‌ترين روستاها گرفته تا شهرهاي بزرگ، پراكنش جغرافيايي آن، نيازها و ذائقه مصرف آن‌ها، ويژگي‌هاي قومي و قبيله‌اي، مختصات سياسي و مذهبي و فرهنگي و ... را احصا و مؤلفه‌هاي گوناگون مخاطب در مناطق مختلف ايران را استخراج كنيم و در نهايت، در اطلس مخاطب ايراني نوعي مخاطب‌شناسي ملي انجام دهيم. اگر اين پروژه محقق شود، مي‌تواند مرجع معتبري براي همه سازمان‌ها و دستگاه‌هايي باشد كه به نوعي با مخاطب سرو‌كار دارند؛ مثل وزارت كشور، نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات، بهداشت و درمان و ... . يكي از پروژه‌هاي مهم ما اين است كه اينجا را به مرجع و متولي سواد رسانه‌اي در كشور تبديل كنيم. يكي از مسائلي كه الان وجود دارد اين است كه سبد مصرف رسانه‌اي در ايران مديريت نمي‌شود. در كشورهاي پيشرفته، سواد رسانه‌اي در قالب يك منبع درسي به شكل كارگاهي در دوره‌هاي ابتدايي در حال تدريس است و ما بايد در اين زمينه در كشور خود سرمايه‌گذاري كنيم و صدا‌و‌سيما بهترين گزينه براي توليت اين امر است. در‌واقع قصد داريم در حوزه سواد رسانه‌اي در كشور پيشقراول باشيم و الگوي درست مصرف رسانه‌اي را مديريت كنيم. در همين ارتباط «نقشه راه سواد رسانه‌اي‌« را تدوين كرده‌ايم و بايد تلاش كنيم تا آن را به ثمر برسانيم. يكي ديگر از برنامه‌هاي ما، در زمينه «آينده‌پژوهي رسانه» است. ما بايد بتوانيم رسانه آينده و موضع خودمان را نسبت به آينده رسانه از همين الان روشن كنيم. در اين حوزه هم ما ساز‌و‌كار اين پروژه را طراحي كرديم و كارهاي خوبي هم در دست انجام است. ضمن اينكه تجربه دنيا را هم در اين زمينه رصد مي‌كنيم. ما بايد بدانيم تلويزيون فرداي ما چه ويژگي‌ها و مختصاتي دارد و مخاطب آن واجد چه خصوصياتي است و بايد براي آن چگونه برنامه‌ريزي كرد. همه اين مسائل و دغدغه‌ها در آينده‌پژوهي رسانه‌اي دنبال مي‌شود. در كنار اين برنامه‌ها، ما ناگزيريم به فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي ورود كنيم. حتي ما به دليل فضاي مجازي ساختار مركز پژوهش را به هم ريختيم و ساختار جديدي طراحي كرديم تا بتوانيم در اين حوزه هم فعال باشيم. در ارتباط با فولكلور و فرهنگ مردم هم تمركزمان را بيش‌تر كرديم. سنگ‌بناي اوليه اين مركز با فرهنگ مردم گذاشته شده و ما الان در زمينه حفظ مواريث فرهنگ مردمي و مستندسازي درباره آن فعاليت مي‌كنيم. بر همين اساس، موزه مردم‌شناسي خود را در نياوران راه انداختيم كه ان‌شاء‌الله به‌زودي آن را افتتاح مي‌كنيم. ضمن اينكه فصلنامه تخصصي «فرهنگ مردم» از‌ جمله كارهايي است كه در اين مركز صورت مي‌گيرد. از ديگر فعاليت‌هاي ما، رفتارشناسي سياسي ايرانيان است. در اين حوزه ما در سال گذشته (95) حدود 80 نظرسنجي فقط در زمينه انتخابات انجام داده‌ايم كه داده‌هاي آن همچون گنجينه‌اي است كه از دل آن مي‌توان رفتارشناسي سياسي ايرانيان را استخراج و تدوين كرد. درواقع از انتخابات سال 76 تا كنون، اين داده‌هاي خام جمع‌آوري شده و منبع عظيمي براي تحليل رفتار سياسي ايرانيان به‌دست داده‌اند كه به‌عنوان يك كار فراتحليلي بسيار ارزشمند و راهبردي است. يكي از برنامه‌هاي در دست اقدام ما برگزاري «همايش ملي پيمايش و افكارسنجي در ايران» است كه كارهاي آن انجام شده و ان‌شاء‌الله در ارديبهشت ماه سال آينده با استفاده از همه ظرفيت‌هاي كشور و دعوت از همه مراكز علمي فعال در اين زمينه، اين همايش برگزار خواهد شد. ضمن اينكه ما همايش «پرسشگران و فرهنگياران كشور» را هم در برنامه‌هايمان پيش‌بيني كرده‌ايم كه با حضور حدود 1200 نفر از پرسشگران و فرهنگياران بومي مناطق مختلف كشور برگزار خواهد شد. ضمن آنكه چندين كارگاه آموزشي نيز در اين مراسم نكات آموزشي لازم را به اين عزيزان ارائه خواهند كرد.

 اميدوارم با عنايت خدا بتوانيم اين كارهاي زمين مانده را به سرانجام برسانيم و بركات اين پژوهش‌ها را در ارتقاي كيفي توليدات رسانه ملي شاهد باشيم.


۱۳۹۶/۰۸/۰۶
چاپ خبر     

    
© 2012 - pririb.ir - <Powered BY YIP> Contact us :epr@irib.ir